ناله
یاس کبود حیدرم
در بین دیوار و درم
آتیش گرفته گلپر به دست کینه
آی شیعه ها از چی بگم از کدوم حتاکی بگم
از چادر خـــــــــاکی بگم یا از زخم کینه
هر شهری یه رسمی داره
رسم مدینه اینه
اجر نبی رو میاره
با میخ در به سینه
واوی لاتا واوی لاتا
رد غلاف بر بازویم جای لگد بر پهلویم نشون سیلی بر رویم قاتل من بود
نفس که در شماره شد حرفها دیگه اشاره شد
چیزی که پاره شد قلب حسن بود
گردو غبار پیری است که رو موهایم نشسته
خون نشینی علی کمرمو شکسته
ناله ای چند می خواهم به دل پنهان کنم سینه می گوید که تنگ آمدم فریاد کن
جز قهر خدا هیچ دستی را یارا نبود که اینقدر میان ما و تو فاصله اندازد
و جز مهر او هیچ تقدیری این فاصله را برداشتن نمی تواند .
خدایا! در این وانفسای آخر الزمان که عموم خلایق بنده نان یا برده شیطان گشته اند
جره ای آزادگی نصیب ما بفرما.

یاریم کن ضریح نورانیت پناه دستهای